سبط ابن الجوزي ( مترجم : محمدرضا عطائى )

361

تذكرة الخواص ( شرح حال و فضائل خاندان نبوت ) ( فارسي )

و نفسى على خذلانه و اعتزاله * و بيعة هذا النّاكث العهد لائمة فيا ندمى الّا اكون نصرته * الا كل نفس لا تسدّد نادمة و إنّى على أن لم أكن من حماته * لذو حسرة ما ان تفارق لازمة سقى اللّه ارواح الّذين تآزروا * على نصره سقيا من الغيث دائمة وقفت على اطلالهم و محالهم * فكاد الحشا ينفض و العين ساجمة لعمرى لقد كانوا سراعا إلى الوغى * مصاليت فى الهيجا حماة خضارمة فإن يقتلوا فى كل نفس بقيّة * على الارض قد أضحت لذلك و اجمة و ما ان رأى الرّاءون افضل منهم * لدى الموت سادات و زهر قماقمة أ يقتلهم ظلما و يرجو ودادنا * فدع خطّة ليست لنا بملائمة لعمرى لقد ارغمتمونا بقتلهم * فكم ناقم منّا عليكم و ناقمة أهم مرارا أن أسير بجحفل * إلى فئة زاغت عن الحق ظالمة فكفّوا و إلا زرتكم فى كتائب * اشدّ عليكم من زحوف الدّيالمة « 1 » ( 1 ) وقتى كه اين اشعار به ابن زياد رسيد ، عبد اللّه را خواست ولى او سوار بر مركب شده

--> ( 1 ) فرمانرواى حيله‌گر مىگويد : هان بدانيد كه حسين شهيد پسر فاطمه را من كشته‌ام ! و من خود را بر خوار و تنها گذاشتن پسر فاطمه و بيعت با اين بيعت‌شكن سرزنش مىكنم . چقدر پشيمانم كه چرا ياريش نكردم ! بدانيد كه هر آن كس كه به راه صواب نباشد ، پشيمان است . و من چون از ياران حسين نبودم تا وقتى كه روح از بدنم مفارقت كند ، در حسرت و اندوهم . خداوند ارواحى كه به يارى او برخاستند و او را پشتيبانى كردند همواره از باران رحمتش سيراب گرداند ! كنار آثار و منزلگاههايشان ايستادم ، نزديك بود بند از بندم گسسته شود و اشك چشمم جارى بود . به جان خودم قسم كه آنها به ميدان جنگ شتافتند در حالى كه دلاوران ميدان كارزار و يارى كنندگان افراد كريم بودند . اگر در برابر هر كدام از آنها تمام مردم روى زمين را بكشند ، هنوز برابر نخواهد بود . و هيچ‌گاه بينندگان بالاتر از ايشان را نديده‌اند ، كه به هنگام شهادت ، سروران و توده‌هايى از نور تابنده بودند . آيا ايشان را به ظلم و ستم مىكشد و به دوستى ما اميدوار است ، اين امر را واگذار كه با ما سازگار نيست ، به جان خودم سوگند كه با كشتن ايشان ما را سخت ناراحت كرديد بنابراين زن و مرد بسيارى از ما نسبت به شما خشمگينند . بارها تصميم گرفته‌ام كه با گروهى به جنگ دستهء ستمگرانى حركت كنم كه دلشان نسبت به حق تيره شده است . پس بازايستيد اگر نه با جمع رزمندگان با شما رو به رو خواهم شد كه چون انبوه سپاهيان ديلم بر شما سخت خواهم گرفت .